گروه خبری،پژوهشی اقتصاددان شمال
گروه خبری،پژوهشی اقتصاددان شمال

گروه خبری،پژوهشی اقتصاددان شمال

مصاحبه - گزارش - خبر

بهای منابع گسترده: چرا مدیر موفق، ناله می‌کند؟

بهای منابع گسترده: چرا مدیر موفق، ناله می‌کند؟

[دکتر حجت بقایی؛ دبیر کارگروه صلح و سازش شمال کشور _ عضو شورای سردبیری رسانه اقتصاددان _ مشاور تحقیق و توسعه]


مقدمه: پارادوکس قدرت و ناتوانی

بسیاری از ما، مدیران را نماد قدرت، ثروت و توانایی می‌دانیم. در نگاه عوام، مدیری که پشت میز بزرگ می‌نشیند، از بودجه‌های کلان برخوردار است، تیمهای بزرگی در اختیار دارد و از شبکه‌های ارتباطی گسترده بهره می‌برد، باید فرمانروای مطلق محیط خود باشد. اما واقعیت، اغلب، تلختر و پیچیده‌تر از این تصویر است. داستان تکراری “نمی‌شود”، “نمی‌توانم”، و “نمی‌گذارند” که از زبان همین مدیران به گوش می‌رسد، برای بسیاری دیگر، نه درک‌پذیر است و نه قابل قبول. سؤال اصلی اینجاست: مدیری که مالک منابع گسترده مالی، انسانی و ارتباطی است، چرا باید ناله سر دهد؟ این نوشته تلاشی است برای کاوش در این شکاف عمیق میان “منابع در اختیار” و “قدرت اجرایی واقعی” و ارائه تلنگری برای خروج از این چرخه ناتوانی.

✓بخش اول» توهم منابع در برابر واقعیت عملکرد:

بودجه تنخواه، ارتباطات گسترده و نیروی انسانی قوی، همگی ابزارهای بالقوه هستند؛ اما ابزار به خودی خود، نتیجه نمی‌سازد. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که مدیر قدرت خود را صرفاً در مالکیت این منابع می‌بیند، نه در مهارت تبدیل این منابع به خروجیهای ملموس.

بوروکراسی و فرسایش اراده

در سازمانهای بزرگ، بودجه تبدیل به دهها پیچ و خم اداری می‌شود؛ تخصیص یک قلم هزینه ساده، نیازمند تأییدیه‌های متعدد است. منابع مالی گسترده، تبدیل به باری سنگین از تعهدات و گزارش دهیهای بی‌پایان می‌شوند که انرژی مدیر را صرف حفظ وضعیت موجود (Status Quo) می‌کند، نه نوآوری.

اگر (R) نمایانگر کل منابع در اختیار باشد و (P) نمایانگر قدرت اجرایی، در سازمانهای دارای بوروکراسی شدید، رابطه می‌تواند این‌گونه باشد:

[

P = \frac{R}{B} - E

]

که در آن (B) ضریب پیچیدگی بوروکراسی و (E) انرژی صرف شده برای حفظ وضعیت موجود است. هرچه (B) بزرگتر شود، (P) کاهش می‌یابد، حتی اگر (R) افزایش یابد.

- انسانها، نه منابع:

بزرگترین اشتباه، دیدن کارمندان به عنوان “منابع انسانی” است. انسانها تحت فرمان یک دیکتاتور اداری خوب کار نمی‌کنند، بلکه تحت تأثیر الهام، اعتماد و شفافیت رشد می‌کنند. مدیری که از “ناله” کردن پرسنل خسته می‌شود، ممکن است فراموش کرده باشد که خودش با ناله‌هایش، فرهنگ ناله را نهادینه کرده است. نیروی انسانی گسترده اگر همسو نباشد، به کندی تبدیل به بزرگترین مانع می‌شود.

✓بخش دوم» مرزهای نامرئی توانایی یک مدیر: “نمی‌شود” اغلب یک بیانیه واقعی درباره محدودیتهای محیطی نیست، بلکه اعترافی پنهان از ناتوانی در مواجهه با چالشهای خاص است.

۱. مدیریت انتظارات:

یک مدیر با منابع زیاد، انتظارات بیشتری را نیز بر دوش می‌کشد. گاهی ناله، تلاشی ناخودآگاه برای کاهش سطح انتظارات از خود یا سازمان است. مدیران موفق، انتظارات را مدیریت می‌کنند، نه اینکه از آنها فرار نمایند. ناله کردن می‌تواند روشی برای «پیش‌دفاع» در برابر شکستهای احتمالی باشد؛ اگر شکست بخورید، دیگران بگویند: “حق داشت، کار سخت بود”، نه اینکه بگویند: “منابع داشت و نتوانست.”

۲. ترس از مسئولیت‌پذیری نهایی: اگر شرایط بد است و شما منابع دارید، باید بتوانید آن را بهبود بخشید. پذیرش این مسئولیت بزرگ، سنگین است. گاهی اوقات، گفتن “نمی‌گذارند” آسانتر از پذیرش این واقعیت است که “من هنوز راه حل را نیافته‌ام”. این ترس از شکست با دسترسی کامل، یک تناقض درونی بزرگ را شکل می‌دهد.

۳. فلج تحلیل (Analysis Paralysis) : مدیران با ارتباطات و دسترسی بالا، اطلاعات بیش از حدی دریافت می‌کنند. این حجم از ورودی، به جای قدرت تصمیم‌گیری، منجر به فلج تحلیلی می‌شود؛ چون هر تصمیمی، اثرات متقابل پیچیده‌ای بر شبکه‌های ارتباطی و مالی او خواهد داشت. آنها از ترس ایجاد یک اختلال کوچک در شبکه، از انجام اغلب کارهای بزرگ امتناع می‌کنند. در واقع، حفظ شبکه، بر نتیجه نهایی ارجحیت می‌یابد.

✓بخش سوم» راه نجات از دایره شکوه و شکایت: اگر شما به عنوان یک مدیر، همه چیز را دارید اما احساس می‌کنید هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، مشکل در بیرونیها نیست، بلکه در روش‌شناسی و ذهنیت شماست.

- تغییر پارادایم از «داشتن» به «آفرینش»: منابع را به عنوان داراییهای ثابت نبینید، بلکه آنها را جریانهای جاری برای خلق ارزش در نظر بگیرید. بودجه را به جای نگهداری، صرف ریسکهای حساب‌شده کنید. مدیر باید از حالت نگهبان خزانه به حالت مهندس تولید ارزش تغییر وضعیت دهد.

قانون “همین حالا”

برای هر مشکلی که با “نمی‌شود” توجیه می‌شود، یک اقدام کوچک و کاملاً عملیاتی را تعریف کنید که نیازمند تأیید کسی نباشد. اگر نمی‌توانی کل ساختمان را بسازی، حداقل دیوار بین دو بخش را بکَن. این اقدام کوچک، اراده‌شکنی را می‌شکند و نشان می‌دهد که قدرت اجرایی هنوز زنده است.

شجاعت در ترک صحنه

اگر حقیقتاً و بدون هیچ گونه اغراق احساسی، ابزارهای لازم برای موفقیت وجود ندارد (و نه صرفاً ابزارهای دلخواه)، شجاعت کناره‌گیری و سپردن سکان به فردی با دیدگاه متفاوت، بزرگترین خدمت مدیریتی است. این پایان نیست، بلکه پاکسازی صحنه برای شروعی نوین است.

✓نتیجه‌گیری انگیزشی:

مدیر موفق کسی نیست که هرگز با مانع روبرو نشود، بلکه کسی است که یاد بگیرد منابعش را نه برای حفظ جایگاه، بلکه برای عبور از موانع به کار گیرد. ناله، تلاشی است برای خلع سلاح کردن خود در برابر انتظار. به جای ناله کردن از سختیها، از منابعی که در اختیار دارید، برای ساختن پلی بر روی رودخانه مشکلات استفاده کنید. اگر نمی‌توانید پل بسازید، شاید زمان آن رسیده است که ابزارهای ساخت پل را به کسی بسپارید که اشتیاق بیشتری برای دیدن سوی دیگر رودخانه دارد. قدرت واقعی، در اقدام است، نه در داشتن منابع.

صلح صنعتی؛ رمزگشایی از گره‌های کسب‌وکار ایرانی

صلح صنعتی؛ رمزگشایی از گره‌های کسب‌وکار ایرانی: گفتگویی با دکتر حجت بقایی


اقتصاددان شمال// واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ ادبیات توسعه|| در دنیای پرچالش کارآفرینی، گاهی اوقات اختلافات حقوقی یا صنعتی، نه تنها مسیر رشد یک واحد تولیدی را سد می‌کنند، بلکه سرمایه‌ها و انرژی مدیران را در پیچ و خمهای فرسایشی قضایی به هدر می‌دهند. در همین راستا، کارگروه صلح و سازش کارآفرینان صنعت ایرانی با هدف ایجاد فضایی برای حل و فصل تخصصی این منازعات شکل گرفته است. برای درک بهتر اهمیت این مأموریت، پای صحبتهای *دکتر حجت بقایی*، دبیر این کارگروه نشستیم.

دکتر بقایی با تاکید بر ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت اختلافات، خاطرنشان ساخت: «ما در این کارگروه معتقدیم، صلح و سازش نه یک گزینه ثانویه، بلکه ستون فقرات تداوم و توسعه در صنعت است. وقتی کارآفرینان به جای تمرکز بر تولید و نوآوری، بخش عظیمی از توان خود را صرف دعواهای حقوقی و اختلافات داخلی یا برون سازمانی کنند، عملاً چرخ اقتصاد ملی کند خواهد شد. هدف ما این است که انرژی محبوس شده در این منازعات را آزاد کنیم و به مسیر اصلی بازگردانیم.»

او ساختار این کارگروه را یک تیم تخصصی و چندوجهی دانست که می‌تواند ابعاد گوناگون یک اختلاف را مورد بررسی قرار دهد. دکتر بقایی در این باره توضیح داد: «مسائل صنعت ایران اغلب ترکیبی از چالشهای حقوقی، فنی و مدیریتی هستند. به همین دلیل، هسته مرکزی کارگروه از افرادی تشکیل شده که هر یک در حوزه خود صاحب‌نظر هستند. در بخش مشاوره‌های حقوقی و همچنین راهنماییهای مرتبط با توسعه کارآفرینی، از توان علمی *دکتر علی حسین پور* بهره می‌بریم. ایشان به عنوان مشاور حقوقی و مشاور کارآفرینی، دیدگاهی جامع در ارائه راهکارهای پایدار دارند.»

دبیر کارگروه افزود: «در کنار ایشان، ما نیازمند عمق بخشیدن به تحلیلهای حقوقی هستیم، به‌ویژه در پرونده‌هایی که پیچیدگیهای قراردادی دارند. *دکتر عباس مهدی نیا*، به عنوان دیگر مشاور حقوقی کمیته مرکزی، با تجربه خود، تضمین می‌کند که هیچ جنبه‌ای از حقوق طرفین مغفول نماند و راه‌حلهای ارائه شده از استحکام قانونی کافی برخوردار باشند.»

دکتر بقایی در پایان این گفتگو، به لزوم شناخت دقیق فضای فنی و تولیدی در فرآیند صلح اشاره کرد و گفت: «صلح در صنعت، بدون درک ابعاد فنی آن ممکن نیست. در این مسیر، حضور متخصصانی که زبان صنعت را می‌دانند، حیاتی است. از این رو، *دکتر اکبر امیرپور*، مشاور صنایع ما، نقش محوری در کمیته مرکزی دارد تا اطمینان حاصل کنیم که راه‌حلهای سازش، علاوه بر عدالت حقوقی، از نظر فنی و عملیاتی نیز برای کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، قابل اجرا و مثمر ثمر باشند.»

به گفته دکتر بقایی، کارگروه صلح و سازش کارآفرینان صنعت ایرانی با تلفیق دانش حقوقی و تجربه صنعتی، به دنبال یک مدل میانجیگری نوین است تا ثابت کند، صلح ارزانترین و سریعترین مسیر برای رونق دوباره تولید و حفظ اشتغال در کشور است.

#ادبیاتـتوسعه

#کارگروهـصلحـوـسازش

#کارآفرینان

#صنعتـایرانی

#حجتـبقایی

#مشاورـتحقیقـوـتوسعه

#دکترـبقایی

#حقوقـتوسعه

اقتصاد ایران نیازمند یک رصدخانه دائمی است

اقتصاد ایران نیازمند یک رصدخانه دائمی است

[[ اخبار کنفرانسها – تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۴۰۴ ]]


واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ خبر ویژه|| دکتر حجت بقایی، طراح و پیشنهاددهنده طرح «کنفرانس دوسالانه اقتصاددانان ایران»، در تشریح جزئیات این ابتکار، بر ضرورت نهادینه‌سازی بستری تخصصی برای حل چالشهای کلان اقتصادی کشور تأکید کرد. وی بیان داشت که برگزاری این کنفرانس در قالب یک رویداد منظم دوسالانه، پاسخی به نیاز مبرم جامعه علمی و سیاستگذاران برای دسترسی به تحلیلی عمیق و بدون وقفه از وضعیت اقتصاد ایران است.

*لزوم برگزاری و اهداف بلندمدت:*

دکتر بقایی، ضرورت برگزاری این رویداد را در ایجاد پلی میان نظریه و عمل دانست. او خاطرنشان ساخت: «اقتصاد ایران با پیچیدگیهای ساختاری مواجه است که تنها با نگاههای سطحی و کوتاه‌مدت قابل حل نیستند. این کنفرانس فرصتی است تا دیدگاههای متفاوت، مدلهای جدید و راهکارهای عملیاتی که از سوی اقتصاددانان برجسته ارائه می‌شود، به صورت نظام‌مند مورد بررسی و در نهایت برای سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.»

*ارکان محوری ساختار اجرایی:*

طراح این کنفرانس در ادامه به تشریح ساختار محوری این رویداد پرداخت و ارکان کلیدی را ضامن پایداری آن دانست. وی بر نقش محوری *ریاست کنفرانس* ، به عنوان تعیین‌کننده جهت‌گیریهای کلان، تأکید کرد.

اما قلب تپنده کنفرانس، ساختار چندلایه مدیریتی آن است. *شورای سیاست‌گذاری* وظیفه دارد تا با رصد دقیق مسائل روز، محورهای اصلی کنفرانس را انتخاب کند؛ محوری که می‌تواند از اصلاحات ساختاری تا مسائل پولی و بانکی متغیر باشد. دبیران کمیته‌ها و هیئتها نیز با تخصصهای خود، محتوای علمی کنفرانس را غنی‌سازی خواهند کرد.

*دبیرخانه به عنوان موتور محرکه:*

دکتر بقایی نقش *دبیرخانه مرکزی* را حیاتی خواند و آن را ستون فقرات اجرایی کنفرانس توصیف نمود: «دبیرخانه مرکزی، وظیفه هماهنگی جامع بین تمامی بخشها، از شورای سیاست‌گذاری تا دبیران استانی را بر عهده دارد. این هماهنگی مانع از شکاف بین برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود.»

*تداوم گفتمان اقتصادی در فاصله زمانی:*

یکی از مهمترین نوآوریهای طرح، توجه به فاصله دو ساله برگزاری کنفرانس اصلی است. دکتر بقایی در این باره گفت: «ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که گفتمان اقتصادی تنها هر دو سال یک بار فعال شود. به همین دلیل، در فاصله زمانی بین کنفرانسها، *سلسله میزگردها و سمینارهای جانبی* در مراکز علمی و دانشگاهی مورد تقاضا برگزار خواهد شد. این فعالیتهای جانبی، پویایی علمی را حفظ کرده و فرصتی برای نقد و بررسی زودتر مقالات و تبادل نظر مستمر فراهم می‌آورد.»

وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این کنفرانس به تدریج تبدیل به مرجع معتبر و مرجع سیاستگذاری در حوزه اقتصاد ایران شود.

+++